برچسب:
نویسنده: سام شاکری
یه زمانی فکر نمیکردم دلتنگی هیچ وقت بتونه مغزم رو حتی برای لحظاتی فلج کنه، نه که هیچ وقت دلتنگ نشده باشم... نه... اما همیشه یه جوری تهش سرمو گرم کردم که زیاد اذیتم نکنه اما باید اعتراف کنم که برای اولین بار از شدت دلتنگی برای چنتا از عزیزترین های زندگیم به خصوص اون دوتا عضو تازه اضافه شده به جمع خانوادگیمون اونقدر تنگ شده که دقیقا نیم ساعت ذهنم فلج شده بود و فقط بغض کرده بودم و حس استیصال داشتم..
برچسب: دلتنگی, رانقاشی,دلتنگی های من,دلتنگی یعنی,
نویسنده: سام شاکری
برچسب: باید پارو نزد وا داد,باید پارو نزد وا داد دانلود,متن باید پارو نزد وا داد,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: من به روزای شاد مشكوكم,
نویسنده: سام شاکری
همه چیز از قلب شروع میشود، یکهو انگار بخواهد برای یکی خودش را از درون سینه ات بیرون اندازد و برای یکی آرام ترین حالت خودش ...مثل ماهی که درون تنگ کوچک هی تقلا کند تا خودش را بیرون اندازد و به مرگ خودش راضی باشد ...طول میکشد تا عادت کند تا دریایی بشود، تا دنیایش بزرگ بشود، تا هی به رفت و آمد آدم ها عادت کند، آن وقت است که دیگر تقلایش از حدی فراتر نمیرود...همه چیز از قلبی شروع میشود که دچار تنگ ماهی کوچکی شده باشد و در نهایت به دریا ختم شود...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: رسم زندگی,رسم زندگی این است,رسم زندگی اینه که,
نویسنده: سام شاکری
برچسب: هم صحبتی با نامحرم,هم صحبتی با خدا,هم صحبتی با همسر,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: که با این درد اگر,
نویسنده: سام شاکری
به حضور نشونه هایی که سر راه زندگی ما قرار گرفتن بی تفاوت شدیم درحالی که شاید فقط یکی از این نشونه ها واسه بیدار کردن ما کافی باشه که بفهمیم هرچی تا حالا بوده فقط یه خواب بوده و تازه همه چی شروع شده...
برچسب: از خواب بیدار شو,چگونه از خواب بیدار شویم؟,نمی توانم از خواب بیدار شوم,
نویسنده: سام شاکری
برچسب: عشق و تنها عشق,وعشق تنها عشق مرا به وسعت,وعشق تنها عشق سهراب سپهری,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: امید جهان,امید خلیلی,امید حاجیلی,
نویسنده: سام شاکری
تاریکخانه ایست ذهن... تاریکخانه ای که پراست از آدم ها، خاطره ها، گذشته ها و روابطی که گاهی فراموش میشوند، گاهی کمرنگ و گاهی آنقدر تکرار میشوند که فراموش ناشدنی بشوند..درست مثل انباری که همه چیز در آن وجود دارد، خاک میخورد، مستعمل میشود و گاهی هم بیرون میریزیشان... کاش اما میان این همه انبار خاطرات، در تاریکی ذهن دیگری شخصی اضافه نباشیم، سربار نباشیم و همانقدر که بها به ما داده میشود تا خاک رابطه در حلقمان فرو نرود، بها بدهیم ذر ذهنمان...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
آدم هایی که به تو نزدیکند همیشه شریک شادی و غمت هستند وگرنه هنگام شادی همه بلدند کنارت باشند... اما آن چه مهم است آن است که همیشه آخر داستان خوب خواهد بود، اگر اکنون خوب نیست پس هنوز آخرش نیست...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به جغرافیای تنهایی...
برچسب: تف به جغرافیای تنهایی,تف به جغرافياي تنهايي,
نویسنده: سام شاکری
برچسب: با قلب من بازی نکن,باقلب من بازی نکن دانلود,باقلب من بازی نکن ای خوبه من,
نویسنده: سام شاکری
خیالم بوی تنت را میدهد،
طعم لب هایت را،
آرامش شانه هایت
تا ابد از آن من خواهد بود
آغوشت را به رویم بگشا
بگذار تا در گهواره آغوشت
آرام گیرد قلب ناآرامم...
برچسب: دوستت دارم ای خیال لطیف,دوستت دارم ای,دوستت دارم اینو بدون,
نویسنده: سام شاکری
ته مانده های رابطه ات را رها کن... راستش رابطه هرچه باشد از دوستی تا عشقی عمیق که سال ها برایش عمرت راگذاشته ای به بن بست که رسید راهی نیست جز برداشتن مانع سر راه و آن هم چیزی نیست جز رها کردن... رابطه نصفه نیمه مثل سرطان می ماند که اگر زود درمان شود شاید درمان شود اما اگر به بن بست رسید آن وقت است که هرچه شیمی درمانی هم کنی آخرش مرگ است، آن وقت است که باید فاتحه اش رابخوانی و رهاکنی...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
گاه آنقدر خدا به تو اعتماد کرده و امتحانات سختی پیش پایت گذاشته که با خودت فکر میکنی یعنی در وجودم چه چیز بیشتر از بقیه نهاده که این مشکلات را بر سر راهم قرار داده و آن وقت است که بیشتر به امید معتاد میشوی و پیش خودت میگویی، بی انصافیست که اعتمادش را بی جواب بگذارم و با تمام وجودت خستگیت را نادیده میگیری و محکم قدم برمیداری...
برچسب: اعتماد به وعده خدا,خدای اعتماد به نفس,خدایان اعتماد به نفس,
نویسنده: سام شاکری
مثل ابری که آسمانش را در آغوش
گرفته باشد
دلتنگی هایم را
بغل کرده ام
کاش آسمان ابرها را کمی
غلغلک دهد تا که باز شود
حزنش و اشک لبخندش
بر سرمان ببارد تا از یادم
ببرد آغوش تنهاییم چقدر
از دستانت دور است...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری